![]() |
![]() |
|
| بنده ی آن کسی هستم که یک کلمه به من بیاموزد (حضرت علی ) |
|
تاريخچه ارتباطات: از گذشته تا بحال ارتباطات همواره بعنوان يكي از موضوعات بسيار مهم براي بشر محسوب مي شده است. در گذشته هاي دور دوندگان مسئوليت حمل و انتقال پيام هاي فرمانروايان و اشخاص مهم را بر عهده داشته اند. دود، نور و پرچم نيز از ديگر اشكال برقراري ارتباط و فرستادن پيام بوده كه اغلب از نقاط بلند و مرتفع و يا برج ها به اين منظور استفاده مي گرديده است. استفاده از كبوتران نامه بر و اسبها نيز از ديگر روش هاي متداول براي ارسال پيام بوده اند.تاريخچه ايجاد ارتباط به شكل امروزي به اوائل قرن نوزده با كشف الكتريسيته و خاصيت انتقال آن بصورت سيگنال و علامت، برمي گردد كه از طريق آن براي اولين بار يك پيام با سرعتي افزون تر از سرعت هر انتقال دهندة ديگري فرستاده شد. تلگراف اولين وسيله اي است كه براي ارسال اين شيوه از پيام در دنياي مخابرات استفاده شد. در17 مه 1865 ميلادي "اتحاديه تلگرافي بين المللي" در پاريس تشكيل شد. ازآن تاريخ به بعد نام اين اتحاديه دستخوش تحول شد و سرانجام در 30 اكتبر 1906 ميلادي در كنفرانس "اتحاديه تلگرافي بين الملل" تصميم گرفته شد كه "اتحاديه راديو و تلگرافي بين الملل" نيز تشكيل شود. در 9دسامبر سال 1932 ميلادي به موجب "عهدنامه مادريد" با وحدت دو اتحاديه ياد شده فوق، "اتحاديه بين المللي ارتباطات دور" شروع به كار كرد. در واقع روز جهاني ارتباطات يادآور تأسيس اين اتحاديه ها براي پيشرفت ارتباطات است. وزير ارتباطات در پيام خود اظهار اميدواري كرد كه توسعه ارتباطات و فناوري اطلاعات در كشور، بستر نشر و گسترش سجاياي اخلاقي و فرهنگ غني اسلامي در سراسر عالم باشد و ملت سلحشور و فرهنگ ساز و فرهنگ گستر ايران اسلامي از اين طريق منادي صلح و دوستي، مهر و محبت، عدالت و برابري، علم و دانش و رشد و تعالي انسانها در سراسر عالم باشند. اين پيام افزود : روز جهاني ارتباطات بعنوان ارتباط دهي به ناتوانان نيز ناميده شده است. مناسبت آن بدين جهت است كه فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات ميتواند بسياري از ناتوانيهاي جسمي افراد ناتوان را جبران و آنان را براي فعاليتهاي فردي و اجتماعي بيشتر آماده نمايد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:37 توسط حمیدرضا شمسی(مسعود) |
|
|
زندگینامه فردوسی خردمند فردوسي استاد بي همتاي شعر و خرد پارسي و بزرگترين حماسه سراي جهان است. اهميت فردوسي در آن است چه با آفريدن اثر هميشه جاويد خود، نه تنها زبان ، بلكه كل فرهنگ و تاريخ و در يك سخن ، همه اسناد اصالت اقوام ايراني را جاودانگي بخشيد و خود نيز برآنچه كه ميكرد و برعظمت آن ، آگاه بود و مي دانست كه با زنده نگه داشتن زبان ويژه يك ملت ، در واقع آن ملت را زندگي و جاودانگي بخشيده است . بسي رنج بردم در اين سال سي عجم زنده كـردم بديــن پــــارسي فردوسي در سال 329 هجري برابر با 940 ميلادي در روستاي باژ از توابع طوس در خانواده اي از طبقه دهقانان ديده به جهان گشود و در جواني شروع به نظم برخي از داستانهاي قهرماني كرد. در سال 370 هجري برابر با 980 ميلادي زير ديد تيز و مستقيم جاسوس هاي بغداد و غزنين ، تنظيم شاهنامه را آغاز مي كند و به تجزيه و تحليل نيروهاي سياسي بغداد و عناصر ترك داخلي آنها مي پردازد. فردوسي ضمن بيان مفاسد آنها، نه تنها با بغداد و غزنين ، بلكه با عناصر داخلي آنها نيز مي ستيزد و در واقع ، طرح تئوري نظام جانشين عرب و ترك را مي ريزد حداقل آرزوي او اين بود كه تركيبي از اقتدار ساسانيان و ويژگيهاي مثبت سامانيان را در ايران ببيند. چهار عنصر اساسي براي فردوسي ارزشهاي بنيادي و اصلي به شمار مي آيد و او شاهنامه خود را در مربعي قرار داده كه هر ضلع آن بيانگر يكي از اين چهار عنصر است آن عناصر عبارتند از: مليت ايراني ، خردمندي ، عدالت و دين ورزي او هر موضوع و هر حكايتي را برپايه اين چهار عنصر تقسيم مي كند. علاوه بر اين ، شاهنامه ، شناسنامه فرهنگي ما ايرانيان است كه مي كوشد تا به تاخت و تاز ترك هاي متجاوز و امويان و عباسيان ستمگر پاسخ دهد او ايراني را معادل آزاده مي داند و از ايرانيان با تعبير آزادگان ياد مي كند؛ بدان سبب كه پاسخي به ستمهاي امويان و عباسيان نيز داده باشد؛ چرا كه مدت زمان درازي ، ايرانيان ، موالي خوانده مي شدند و با آنان همانند انسان هاي درجه دوم رفتار مي شد بنابراين شاهنامه از اين منظر، بيش از آن كه بيان انديشه ها و نيات يك فرد باشد، ارتقاي نگرشي ملي و انساني و يا تعالي بخشيدن نوعي جهانبيني است. سي سال بعد يعني در سال 400 هجري برابر با 1010 ميلادي پس از پايان خلق شاهنامه اين اثر گرانبها به سلطان محمود غزنوي نشان داده مي شود. به علت هاي گوناگون كه مهمترينشان اختلاف نژاد و مذهب بود اختلاف دستگاه حكومتي با فردوسي باعث برگشتن فردوسي به طوس و تبرستان شد. استاد بزرگ شعر فارسي در سال 411 هجري برابر با 1020 ميلادي در زادگاه خود بدرود حيات گفت ولي ياد و خاطره اش براي همه دوران در قلب ايرانيان جاودان مانده است. زبان ، شرح حال انسان هاست اگر زبان را برداريم ، تقريبا چيزي از شخصيت ، عقايد، خاطرات و افكار نظام يافته ما باقي نخواهد ماند بدون زبان ، موجوديت انسان هم به پايان مي رسد زبان ، ذخيره نمادين انديشه ها، عواطف ، بحران ها، مخالفت ها، نفرت ها، توافق ها، وفاداري ها، افكار قالبي و انگيزه هايي است كه در سوق دادن و تجلي هويت فرهنگي انسانها نقش اساسي دارد.همگان بر اين باورند كه واژه ها در كارگاه انديشه و جهان بيني انديشمندان و روشنفكران هر دوره در هم مي آميزند تا زايش مفاهيم عميق انساني تا ابد تداوم يابد. با وجود اين ، در يك داوري دقيق ، تمايزات غيرقابل كتمان و قوت كلام سخنسراي نام آور ايراني حكيم ابوالقاسم فردوسي با همتايان همعصر خود آشكارا به چشم مي خورد زبان و كلمات برآمده از ذهن فرانگر و تيزبين او، در محدوديت قالبهاي شعري ، تن به اسارت نمي سپارد و ناگزير به گونه شگفت آوري زنده ، ملموس و دورپرواز است فردوسي به علت ضرورت زماني و جو اختناق حاكم در زمان خود، بالاجبار براي بيان مسائل روز: زباني كنايه و اسطوره اي انتخاب كرده است ؛ در حالي كه محتواي مورد بحث او مسائل جاري زمان است بدين اعتبار، فردوسي از معدود افرادي است كه توان به تصوير كشيدن جنايات قدرت سياسي زمان خويش را داشته است پايان سخن آن كه انگيزه فردوسي از آفريدن شاهنامه مبارزه با استعمار و استثمار سياسي ، اقتصادي و فرهنگي خلفاي عباسي و سلطه اميران ترك بود . آنچه كورش كرد و دارا وانچه زرتشت مهين زنده گشت از همت فردوسي سحـر آفرين نام ايــــران رفته بــود از يـاد تا تـازي و تـرك تركــتــازي را بــرون راندند لاشـــه از كـمين اي مبـــارك اوستـــاد‚ اي شاعـــر والا نژاد اي سخنهايت بســوي راستي حبلي متين با تـــو بد كـــردند و قــدر خدمتت نشناختند آزمـــنـــدان بــخيـــل و تاجـــداران ضـنــيــن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 0:7 توسط حمیدرضا شمسی(مسعود) |
|
|
السلام علیک یا بنت امیر المومنین امروز سالروز میلاد حضرت زینب سلام الله علیهاست . همان بانویی که در آغوش هیچکس جز برادرش حسین آرام نگرفت . گوئیا به این دنیا آمده بود تا تنها برای حسین نفس بکشد ....برای حسین زنده باشد و برای حسین جان دهد ..... اصلا نام زینب جز در کنار نام حسین معنائی ندارد.... بهر دیدار تو با سینه زار آمده ام از غریبی سفر ، روی نزار آمده ام من عاشق نتوان طاقت دوری رخت به تمنای تو با قلب فکار آمده ام حسرت روی تو و بوی تو و صوت حزین اینهمه در طلبت زار و نزار آمده ام به یقین با خبری از سفر و سختی راه با همه رنج سفر در شب تار آمده ام من به قربان سر و روی تو و مقبر تو خوب دانی که چرا اینهمه زار آمده ام جان من باز نپرسی ز جدائی عزیز بی رقیه همه با سختی کار آمده ام ای فروغ رخ تو شمس دل آرای جهان ه فروغ رخ تو اینهمه بار آمده ام ای نفس باز بگو از جگر تشنه به آب من به ذوق نفست یکه سوار آمده ام ای حریم حرمت منطقه عشق خدا من به عشق حرمت موج سوار آمده ام ای عزیز دل تو دست علمدار خدا بهر بوسیدن آن یکه سوار آمده ام وه خوش آنروز که در بحر تو گردم سر مست من زینب به تمنای تو با آه و نزار آمده ام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:39 توسط حمیدرضا شمسی(مسعود) |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نویسنده وبلاگ : (مسعود)
اين وبلاگ جهت كمك به شما اولياي گرامي و دانش آموزان عزيز دوره ي ابتدايي ساخته شده است . لطفا با نظرات ارزنده و مفيد خود ما را در ارائه ي بهتر مطالب ياري نماييد. دوستان می توانند نمونه سوالات ومطالب مفید خودرا در قسمت نظرات یا به صورت ایمیل برای ما ارسال کنند تا با نام خودشان در وب نمایش داده شود. (نظر یادتون نره) |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته های من و دوستان نوشته هاي محرمانه(در گوشی) |
|
RSS
|